نشاط جاودان


Tuesday, August 24, 2004

● خرابی اوضاع بازار سهام سبب شده تا فرصتی به دست آید و به سایر مقولات پراهمیت و البته مغز سوز بپردازم.
برنامه ریزی استراتژیک یکی از مهمترین نیازهای بنگاههای اقتصادی است که متاسفانه توی ایران بیشتر جنبه تجملاتی پیدا کرده است.حالا که درگیر تهیه و تدوین این برنامه هستیم به شدت احساس می کنم که مقوله ای انرژی بر است و افراد مسلط و متخصص موضوع نیز نایاب.خصوصا که بنگاهها نیازمند متخصصین برنامه ریزی استراتژیک در رشته فعالیتهای مختص خود می باشند.امروزتنها برای تهیه مقدمات تدوین بیانیه ماموریت به عنوان یک بخش برنامه حدود 5 ساعت وقت گذاشتم.



........................................................................................

Sunday, August 22, 2004

● درست روزی که بازار بورس ایران 100 واحد افت کرد و پس از رکود دو هفته ای بازهم صف فروش سهام شرکتها و درصدهای منفی آنان سنگین تر می شد و علیرغم اینکه وضعیت پرتفو شرکت همچنان از اضافه ارزش بسیار مناسبی برخوردار است ضمن اینکه سود عملیاتی شش ماهه را در پنج ماه بدست آورده ایم با این حال استرس و نگرانی از ادامه روند یک لحظه رهایم نمی کرد .یکی از همکاران بخش مالی وارد اتاق شد و گفت:
تبریک عرض میکنم.
با تعجب پرسیدم برای چه ؟
گفت برای اینکه فردا اولین سال گرد انتصاب شما در این شرکت هست.
اصلا یادم نبود!خیلی کیف کردم!خستگی از تنم بیرون آمد!
موقع خروج از اتاق گفت:با آمدن شما وضع خیلی بهتر شده است!
نمی دانم چقدر این جمله آخر صحیح است!؟



........................................................................................

Saturday, July 17, 2004

  تروا  TROY  
 
اولین تجربه سینما رفتنم در دبی همراه شد با تماشای فیلم بسیار زیابی تروا، به اضافه اینکه در کنارم دوستی نشسته بود که اطلاعات تاریخی او از اروپا به فهم من از فیلم بسیار کمک می نمود
 
تروا اولین فیلمی بود که به هنگام خروج از سینما واقعا نمی توانستم شخصیتی از این فیلم را تحسین یا سرزنش کنم و از این بابت بنظرم خیلی ماهرانه ساخته شده بود
 
بعد از فیلم وقتی به فروشگاه ورجین برای خرید سی دی فیلم مراجعه کردم.فروشنده گفت سی دی ها تمام شده!این اولین بار بود که در ورجین موزیکی را نمی توانستم بخرم!
 
راستی پس از حدود یکسال و نیم رفت و آمد پیوسته به امارات  برای اولین بار توی مرکز خرید مرکاتو سینما رفتم.کیفیت صدا و تصویر به همراه تعدد سالنها و نظم حاکم برآن،نحوه  فروش خوراکی ها و از همه مهمترقدرت انتخاب صندلیها توسط مشتری جالب بود



........................................................................................

Sunday, May 30, 2004

● بانک پارسیان در اولین روز و طی 7 ساعت 166 میلیارد تومان از منابع مورد نیاز جهت افزایش سرمایه خود راپذیره نویسی کرد.این نکته از دو جنبه اهمیت دارد.اول اینکه نشانگر حجم منابع سرمایه ای بیکران در دست مردم است که اکنون از طریق شرکتها قابل جمع آوری است و دیگر به سمت خودرو و موبایل و...میل پیدا نمی کند.دوم اینکه عامل مشوقی برای تحقق ایده ها و کسب و کارهای نو از طریق مشارک دیگران در تامین سرمایه می باشد.
البته نگرانی من اینست که عملکرد مدیران بانک پارسیان سبب یلس سهامداران آن نشود!اگرچه به قول دکتر ختایی (استاد درس اقتصاد کلان )در اینگونه شرکتها مدیران و سهامداران نمی توانند نسبت به عملکردشان پاسخ گو نباشند،چراکه دائم زیر ذره بین هستند ولی با این حال من احساس نگرانی هم دارم.



........................................................................................

Tuesday, May 25, 2004

● پسرم شبها نمی خوابد.بیداری او مایه بی خوابی من شده!الان خسته و گیجم.
حالا می فهم چه بروز پدر و مادرم می آوردم.



........................................................................................

Saturday, May 22, 2004

● دوستی می گفت در بختیاری ما رقصی داریم به نام رقص چوب.
در این رقص گروهی با چوب می رقصند و یک نفر هم با رقص چوب تلاش می کند قوزک پای افراد گروه را نشانه برود و محکم به آن صدمه بزند.در مقابل هم افراد گروه باید از قوزک پایشان دفاع کنند.
از این داستان، دوست من اندرزی به من داد و گفت:حواست را جمع کن!چون عده ای به دنبال قوزک پای تو میگردند.
دوستی دیگر هم می گفت: معمولا ما از دوستانمان لطمه خورده ایم نه از دشمنانمان!
نمی دانم آیا معنی این حرفها اینست که دوستانی یا دوستی دنبال قوزک پای من میگردد!



........................................................................................

Wednesday, May 19, 2004

● روزنامه ایران در بخش ایران پیام یا همان نیلزمندیها ستون فال امروز را به تفکیک هر ماه روزانه منتشر می کند.اوائل فقط به عنوان سرگرمی آنها را مطالعه میکردم ولی بعدها تلاقی اتفاقات روزانه و فالها سبب شد که کمی با ئقت تر آنها را بخوانم.

فال امروز چنین است:
باید به خواسته های دیگران توجه کرد و شرایط و موقعیت های آنها را به خوبی فهمید.توقع بی جا داشتن از دیگران موجب ناکامی است.

حقیقتا معتقدم باید هر فردی را در جای خودش و متناسب با توانایی اش انتخاب کرد و به همان اندازه هم انتظار از او داشت.منتها آیا افراد هم به همان اندازه که ظرفیتشان و توانشان اجازه می دهد برای خود حق قائلند.پاسخ مت منفی است. بنظرم اغلب انسانها ارزیابی متناسبی از توانشان و توقعشان ندارند و برای کسب موقعیت بهتر حاضر به تلاش و کوشش نمی باشند.شاید این بیماری جامعه ماست که نشات گرفته از عدم امید به آینده است.



........................................................................................

Monday, May 17, 2004

● روشهای پرداخت حقوق و دستمزد در ایران به شدت نا کارآمد می باشد.ما برحسب سابقه پرداخت بیمه افراد و تحصیلاتشان حسب جداول، حقوق پایه را تعیین می کنیم.درحالیکه در وضعیت فعلی بسیاری از نیروهای جوان در موقعیت های شغلی مشابه از نیروهای قدیمی بهتر عمل می کنند.
دیروز در رستای مطالب فوق برایم اتفاقی افتاد.در یکی از شرکتها مدیر با سن و سالی پس از عدم موفقیت در هدایت شرکت ، جایش را به جوانی سپرده که نتنها طی سال موفق تر عمل کرده،بلکه سود بسیار مناسبی هم ارائه کرده است.با این حال حقوق مزایای سال جدید که ارسال شده،مدیر جوان را به مقیاس سالهای بیمه پرداختی اش سنجیده اند و نه به توانایی اش و به مدیر قبلی هم حقوق بالاتر پرداخته اند.بدون توجه به اینکه ای آقا اگر توانا بود که عوض نمی شد!



........................................................................................

Thursday, May 13, 2004

● و اما پس از کلی غیبت بی دلیل..............

• دوست دارم دوباره نوشتن را شروع کنم، پیوسته و منظم!

• این بار مجبورم مطالبی را گسسته و پراکنده ارائه کنم،بدون مقدمه و ماخره ...

• آه نکش، منت نکش
زحمت بکش
شد،شد
نشد،نشد!
این رو پشت مینیبوسی خوندم، کلی هم کیف کردم.شاید داستان موفقیت افراد موفق و سرنوشت غم انگیز آدمهای ناموفق پر مدعا در همین 10 کلمه نهفته باشد



• دیروز برای اولین بار سوار مترو تهران شدم،از میدان امام خمینی تا مصلی.بدون ترافیک و گرما و آلودگی.علیرغم اینکه همه چیز مرتب بود ولی باز هم سوء مدیریت خود نمایی می کرد.تابلوهای هدایت گر کلفی نبود و مردم باید با سوال از هم راهشان را می یافتند.
ایستگاهها از توی واگنها اعلام نمی شد تا مقصد را برتحتی بیابیم و ...
تمام این کارها در مقابل حجم سرمایه گذاری انجام شده بسیار قلیل هست ولی وقتی مدیریت نباشد.نسبتها هم کم رنگ می شود.



........................................................................................

Wednesday, December 31, 2003

سال میلادی2004مبارک
سال 2003تمام شد.
نمی دانم در پایان سال آینده کجا و چه کاره هستم فقط امیدوارم که برای جامعه مفید باشم
تقویم میلادی روی دیوار را بر می دارم و از دفتر کارم خارج می شوم تا در ترافیک شهر شلوغ گم شوم تنها در آغاز سال جدید به امید سالی سرشار از آرامش.



........................................................................................